کشور پهناور ایرانِ اشکانی از سمت خاور تا هندوکش و حدود پنجاب و از شمال تا رود جیحون و دریای کاسپین(مازندران) و از جنوب تا دریای پارس(عمان) و خلیج فارس و از سمت باختر نیز تا (بیشتر) رود فرات گسترش داشت. البته این مرزبندی‌ها همیشه به همین صورت نبوده است و این حدود مربوط به دوره‌ی اوج و گستردگی اشکانیان است؛ گرچه گاهی نیز مرزهای این دولت از این حدود نیز فراتر می‌رفته است؛ چنان که در زمان پادشاهی ارد، سپاهیان پارتی در باختر از رود فرات نیز گذشته و تا انطاکیه و تنگه هلسپونت پیش رفتند.




سرزمین ایران اشکانی شامل شماری دولتهای خودمختار دست نشانده هم می‌شد. آنچه که به‌وسیله ساتراپهای اشکانی اداره میشد، شامل هجده استان یا ساتراپی بود که یازده استان را که در بخش شرقی کشور جای داشتند، استانهای بالا (علیا)؛ و هفت استان غربی را استانهای پایینی (سفلا) می‌خواندند.

 

استانهای غربی:

1- میان رودان (Mesopotimia) با زمینهای شمال بابل.

2- آپولونیاتیس (Apolloniatis): جلگه خاور دجله.

3- خالونی‌تیس (Chalonitis): بلندیهای زاگرس

4- ماد غربی (کارینا): حدود نهاوند تا کرند.

5- کامبادین (Cambaden): حدود بیستون و بخش کوهستانی ماد.

6- ماد بالا: اکباتانا (همدان).

7- رگیان (Rhagiana): نواحی شرقی ماد.



استانهای شرقی:

8- خوارنه (Choarene): سر دره خوار.

9- کومیسنه (Comisene): کومس (قومس). 

10- هورکانیا (Hyrcania): گرگان.

11- استابنه (Astabene): ناحیه استو (قوچان).

12- پارت (Parthyene): خراسان.

13- اپه‌ورکتی‌کنه (Apavarcticene): ابیورد، حدود کلات.

14- مرگیانه (Margiane): ولایت مرو.

15- آریا (Aria): هریوه، هرات.

16- انائون (Anauen): جنوب هرات.

17- زرنگیان (Zarangiane): زرنج، کنار هامون.

18- آراخوزیا (Arachosia): رخج (هند سپید) در ساحل بالایی هیرمند در قندهار

استان‌های خودمختار:

افزون بر این استانهای هجده‌گانه، شماری دیگر از استانهای پیشین هخامنشی در این دوره (اشکانی) به صورت خودمختار اما متحد و زیر سلطه (تحت‌الحمایه) دولت اشکانی وجود داشتند. این استانها در هنگام نیاز سپاه و دیگر امکانات در اختیار شاهنشاهان اشکانی قرار می‌دادند؛ (گرچه گاهی نیز از فرمان پادشاهان اشکانی سرپیچی می‌کردند.)
این دولتهای تابع که در نهایت جز قلمرو رسمی دولت اشکانی به شمار می‌آمدند به قرار زیر است:


19- سکستان: نیز که در بخش پایین هیرمند دولت محلی خودمختار داشت، در برخی منابع، استان نوزدهم دولت اشکانی به شمار آمده است.

20- ارمنستان: که پادشاه آن، هم‌پیمان، دست نشانده و از خاندان پارتیان بود.

21- کرودئن (Cordoen): در جنوب دریاچه وان (ترکیه) و خاور دجله که سرزمینی کوهستانی بود.

۲۲- آدیابن(Adiabene): (حدیب، حاجی‌آباد) در کنار رود زاب که شامل سرزمین آشور می‌شد و مرکز آن، اربل(Arbela) خوانده می‌شد.

۲۳- امارت هترا (Hatra): در باختر دجله جای داشت و به خاطر قلعه استوارش نامدار بود.

۲۴- آتروپاتن (Atropaten): سرزمین آذربایجان که ماد کوچک نیز خوانده می‌شد و در دوران سلوکی نیز مستقل بود. این استان در زمان اشکانیان توسط یک شاهزاده اشکانی اداره می‌شد که هم‌پیمان و زیر حمایت دولت اشکانی بود. این استان در زمان سلوکیان و اشکانیان یک مرکز دینی و یک مرکز ایرانی‌گری در برابر یونانی‌مآبی به‌شمار می‌آمد.

25- میسان (Mesene): که در زمینهای میان‌رودان جنوبی در پیرامون مصب دجله و فرات جای داشت و مرکز آن به نام خاراکس (Charax) تقریباً در خرمشهر کنونی بود.

۲۶- ایلام (Elymais): که در خاور دجله و شامل شوش و اهواز کنونی بود و تا بخشهایی از دره‌های زاگرس ادامه داشت. مهرداد نخست آنجا را گشود اما بعدها دوباره خودمختاری و استقلال محلی یافت.

27- پارس: که پادشاهان کوچک و محلی آن، در زمان سلوکیان مستقل بودند؛ در زمان اشکانیان بخشی از جنوب کرمان نیز به قلمرو آنان افزون گشت. این قلمرو کانون آیین زرتشت بود.

28- اسروئن (Osroene): در شمال خاوری میان‌رودان که مرکز آن ادسا (Edessa) نام داشت. (3)

29- الیمایی: پلینی (جغرافی‌دان رومی) در باختر خوزستان و جنوب عراق از این شاهک‌نشین تابع اشکانیان نام ‌برده است.

در سنگ‌نبشته بزرگ شاپور دوم ساسانی در کعبه زرتشت که از استانهای زمان اشکانیان یاد می‌کند به نامهای دیگری نیز برمی‌خوریم که زیر فرمان اشکانیان بودند:

30- سگان: در کرانه دریای سیاه.

۳۱- ویروزان: در خاور سگان.

32- بلاسگان در باختر دریای مازندران.

33- گلان یا گیلان.

34- کرمان.

35- مکران.

36- تورگیستان.

37- هند.

38-  خوارزم. (۴)



تاريخ : جمعه ٢٥ شهریور ۱۳٩٠ | ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ | نویسنده : غفاری ، سبزی ،اکبری | نظرات ()
  • ریه
  • قالب میهن بلاگ